
مادر مهربونم
عزیز خوشزبونم
تو گل بیخار منی
رفیق من ، یار منی 
وقتی كه غصه دار باشم
فقط تو غمخوار منی
ای جان من فدای تو
بهشت به زیر پای تو
میلاد دختر نبی
فاطمه همسر علی 
مبارك است برای تو
از ته دل بهت میگم
دوستت دارم همیشه
برای روز مادر،
هر كادویی بگیرم
قابل تو نمیشه
نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 22:0 موضوع | لینک ثابت
چرا از تو نگویم؟
چرا اشکهای تو را نسرایم؟
وقتی همه ی دریاها در قلب مهربان تو جریان دارد .
چرا یک قطره ی پر هیاهو نباشم؟
چه شبها که به یاد تو فانوس دعا را در ایوان تنهای آویختم
چه روزها که به یاد تو با درختان پرحوصله ی گردو درد دل
کردم.آن قدرمنتظرت مانده ام که همه ی پنجره ها مرا می شناسند
نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 22:48 موضوع | لینک ثابت

آهای تو که منو دیوونه کردی
دلم رو تا خدا روونه کردی
آهای تو که زیباتر از بهاری
چشم سیاه و دلی ساده داری
آهای تو که آیینه دار عشقی
قصه ی عشق و واسه من نوشتی 
آهای تو که اسم قشنگی داری
با نگاهت، ذوق به چشام میاری
آهای تو که سنگ صبور منی
هستیه من، بود و نبود منی
آهای تو که فرشته ی خدایی
پاک و زلال ، بی گناهی
آهای تو که عزیز و مهربونی
غصه هامو زود از چشام می خونی
دوست دارم ،دوست دارم، تو جونی
کاشکی همیشه، پیش من بمونی...



نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت

گوله ی آتیشم گلم
بوسه ی لبهاتو می خوام
نوازش دستای تو
گرم نفسهاتو می خوام
شاپرکم به دور تو
یبا فقط تورو می خوام
یادت باشه, یادت نره
که من فقط تورو می خوام
یادم میاد لحظه ی عشق
تو جمعه ی مثل بهشت
تو اون بهار بوسه ها
وقتی لبات, بود رو لبام
در گوشم خوندی که یار
منم به جز تو، نمی خوام
یادت باشه, یادت نره
که من فقط تورو می خوام
آهای الهام مهربون
بهانه ی روی زبون
به اون خدای آسمون
به هر چی عشق تو زمون
فقط، فقط تورو می خوام
توروبرای تو می خوام
یادت باشه, یادت نره
که من فقط تورو می خوام
نقطه سرخط عزیزم
دارم حالا اشک می ریزم
به وسعت ترانه ام
به اسم ناب نامه ام
به هر چی حرف تو دلم
به شعرای نخونده ام
قسم به اسم پاک تو
عاشقتم ,تورو می خوام
یادت باشه, یادت نره
که من فقط تورو می خوام





















نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 17:49 موضوع | لینک ثابت
صبا!زان لولی شنگول سر مست
چه داری اگهی؟چون است حالش؟
گر ان شیرین دهن خونت بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش!
مکن بیدار از این خوابم.خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش
چرا. حافظ.چو می ترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش
(هیچ وقت فراموشت نمیکنم)
نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 11:57 موضوع | لینک ثابت
فصل حقیقی عشق لحظه ای است که
در یابیم که تنها ماییم که عاشقیم
و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است
وهیچ کس دیگر نیز چون ما عاشق نخواهد بود
تا ابد........
نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 11:55 موضوع | لینک ثابت
زیر نگاه باران من باشم تو باشی
درپای یاس باران من باشم تو باشی
با خاطرات صباحی از خود سفر بکردم
تا در هوای یاران من باشم تو باشی
ای شر رفته از دست بی تابم از برایت
ایا رسد زمانی من باشم تو باشی ؟
با یاد چشم هایت امشب صبا غزل گفت
تا یاد سوگواران من باشم تو باشی
در دانه های باران نامت بگشت هر جا
تا اسمان جانان من باشم تو باشی
ای مهربان تر از برگ امید در بهاران
تا مرزهای رقصان من باشم تو باشی
دوست دارم
نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت

تقديم به تو نازنينم
يکی يکدونه مهربونم
تقديم به تو عطر گل ياس
شادابی شکوه گيلاس
تقديم به تو عزيزترين
فرشتهء روی زمين
تقديم به تو همزبونم
الهام مهربونم
تقديم به تو به يادگار
از اون که بی تو نداشت قرار
گذاشتيش توی انتظار


نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 21:1 موضوع | لینک ثابت

شاعر دنیا، من اگه بودم 
آغاز شعرم، با کلام پدرم بود 
تشنه تو صحرا، من اگه بودم
آب حیاتم توی دست پدرم بود
وای اگه گندم، پوست تنم بود
اون که با دستاش، منو می کاشت پدرم بود
ریشمو تو خاک اگه می ذاشت پدرم بود
پدر جونه، پدر روحه، پدر دینه و ایمونه
پدر خسته، پدر بیزار،از این دنیای دیوونه
پدر نوره، پدر امّید، پدر عشقه که می مونه
پدر خندون، ولی گریون، از این دنیای دیوونه
پدر جونه، پدر روحه، پدر دینه و ایمونه


I LOVE YOU ELHAM FATHER & MY FATHER


نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 0:10 موضوع | لینک ثابت








فکرشو بکن چی مي شه اگه من با تو باشم 
چی ميشه اگه يه روزی من تورو داشته باشم 
اگه مال من بشی دنيای من ميشه بهشت 
با نگاه تو ميشه قصه شادی رو نوشت 
اگه مال من بشی پر ميگيرم تو آسمون 
مث بارون می بارم رو خاک خشک باغچه مون 
اگه مال من بشی ديگه دعايی ندارم 
میدونی جز عاشقی من ادعايی ندارم 
من می خوام بهت برسم خيال نکن جا می مونم 
داشتن تو مشکله اينو خودم خوب می دونم 
همه ميگن با تو بودن خیلی سخته،نمیشه 
اگه هيچ کی نمیتونه وليکن من می تونم! 
فکر نکن دست از سرت بر می دارم 
آخه کار نشد نداره نازنین 
تو اگه بالا بری پايين بيای 
آخرش مال منی حالا ببين 

نوشته شده توسط parandeh koochak khoshbakhti در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 20:27 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY